تبليغاتX
خشـــــی و اسی ، معین و سعید و مهدی

خشـــــی و اسی ، معین و سعید و مهدی

ما همه بچه های ناف شوخستانیم

                    Pleaseنظر بدهید.

               

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آذر 1384ساعت 21:18  توسط معین نصرالله زاده  | 

تشبیهی از مدرسه!

 

زنگ مدرسه :  حمله آپاچي ها

معلمان مدرسه : جنگجويان كوهستان

رفتن به پاي تخته سياه : عمليات كركوك

بـيرون از مـدرسه : خارج از محدوده ۱۸قـدم

نگاه دانش آموز به معلم : مي خواهم زنده بمانم

                   گرفتن تقلب ازدانش آموز: بازي ديگر تمام شد

تعطيلات مدرسه : روزهاي خوش زندگي

گرفتن نمره  : ۲۰ يك بار براي هميشه

                           امتحانات شهريور : شانس زندگي

اخراج ازمد رسه : مهاجرت

                                تقلب : چشم هايم براي تو

                                 كارنامه :آن سوي آتش

                                       مبصر : افعي

                                  زنگ زيست :راز بقا

                              دفتر مدرسه : منطقه ممنوعه

پنج شنبه : خانه دوسـت كجاست

بردن كـارنامه به خانه : خانه در آتش

                        كارنـامه تـجديدى : سالهاي دور از خانه

                         كيف مدرسه : مجـموعه اي براى نامه

                           مـستخد م مـدرسه : سوهـان روحـم

                             جـلسه دبـيـران توطعه اي ديگر

                              انجمن مدرسه : ارتش سرى

                                 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آذر 1384ساعت 13:46  توسط سعید میرمسعودی  | 

وصیت عشق!

                                                biya to ham vasiyat namato benevis

تا چند صباحي ديگر شايد پايان راه زندگي ام باشد ، و يا شايد آغاز دوباره زندگي

آري من بيمارم ، بيماري كه من مبتلا شده ام پايانش مرگ است ، تاريخ مرگم را ميدانم و منتظر آن مي مانم تا فرا رسد اميدي ندارم ، تنها اميدم به خداست كه دواي دردم را برايم برساند

ميخواهم در اين لحظات كه از مرگ خودم باخبرم و ميدانم چه زماني فرا مي رسد وصييتي براي همگان بنويسم پس بخوانيد وصييت من را در اين دفتر عشق

آهاي آدميان ، به چشمهاي خود بياموزيد كه نگاه به كسي نيندازند ، اگر نگاه انداختند عاشق نشوند اگر عاشق شدند وابسته نشوند اگر وابسته شدند مجنون نشوند و اگر نيز مجنون شدند با عقل و منطق زندگي كنند

آهاي عاشقان اينك كه پا به اين راه دشوار گذاشته ايد ، با صداقت عشق را ابراز كنيد ، تنها عاشق يك دل باشيد ، تنها به يك نفر دل ببنديد ، و با يكرنگي و يكدلي زندگي كنيد

آهاي عاشقان به عشق خود وفادار باشيد ، تا پايان راه با عشق باشيد ، و از ته دل عشق را دوست داشته باشيد

آهاي عاشقان از تمام وجود عاشق شويد ، و با اراده و اطمينان پا به اين راه بگذاريد

رسم عاشقي دروغ و خيانت نيست ، رسم عاشقي صداقت است پس سرلوحه و الگوي خود را صداقت قرار دهيد

آهاي عاشقان نه لازم است مجنون باشيد و نه فرهاد ، تنها خودتان باشيد ، همين و بس

آهاي عاشقان ، ساده نباشيد ، عشق را از ته دل بخواهيد و انتظار عشق را حتي تا پاي مرگ بكشيد

آهاي عاشقان عشق را براي قلبش بخواهيد نه براي هوس و خوش گذارني و گذراندن لحظه هاي زندگي با هدف عاشق شويد و با عشق نيز از اين دنيا برويد

وصيت من به همه عاشقان و آدميان همين چند جمله بود

من سرطان دارم ، سرطان عشق

دواي درد من معشوقم هست ، و تاريخ مرگم برابر جدايي او از من مي باشد

دواي دردم رسيدن به معشوقم هست ، و تاريخ شفايم گرفتن دستان او و رسيدن به او مي باشد

پس خداوندا دواي درد مرا به قلبم برسان تا اين كابوس وحشتناك سرطان و مرگ به خاطر جدايي از عشق را از وجودم محو شود الهي به اميد تو

 

 

 

 

     

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آذر 1384ساعت 13:43  توسط سعید میرمسعودی  | 

بیاموز!

به چشمات بیاموز که هر کس ارزش نگاه کردن نداره

   به دستات بیاموز که هر گلی ارزش چیدن نداره

   به  قلبت بیاموز که کنج آن جای هر کس نیست 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آذر 1384ساعت 13:38  توسط سعید میرمسعودی  | 

دروغه!

گفتم چقدر دوستم داری؟

            گفت اندازه تموم ستاره های آسمون .

 

                    به آسمون نگاه کردم دیدم هیچ ستاره ای تو آسمون نیست

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آذر 1384ساعت 13:36  توسط سعید میرمسعودی  | 

تقديم به همه ی اون هايی که مثل سکه دو رو دارن!؟!؟!؟!؟!؟!

عاشق نبودي تو من عاشقت بودم

 

در قبله گاه عشق بودي تو معبودم

 

آرام و آسوده در خواب خوش بودی

 

يك لحظه من بي تو هرگز نياسودم

 

من با نفس هايم نام تو را خواندم

 

كاش اي هوس بازم با تو نمي ماندم

 

روزي كه مي گفتي من با تو مي مانم

 

روزي كه دانستي من بي تو مي ميرم

 

روزي كه با عشقت بستي به زنجيرم

 

با  سد راه بودن  اين بوده تقديرم

 

خوش باوري بودم پيش نگاه تو

 

هر دم ز چشمانت خواندم كلامي نو

 

عشق تو چون برگي در دست طوفان بود

 

دل كندن و رفتن پيش تو آسان بود

 

روزي به من گفتي ديگر نمي مانم

 

گفتم كه مي ميرم گفتي كه مي دانم

 

باور نمي كردم هرگز جدايي را

 

آن آمدن با عشق اين بي وفايي را

 

تقديم به همه ی اون هايی که مثل سکه دو رو دارن!؟!؟!؟!؟!؟!

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آذر 1384ساعت 13:31  توسط سعید میرمسعودی  | 

......:هاله نور:......

آدم وقتی یک چیز هایی رو کنار هم میزاره به یه نتایجی میرسه ! یکی اون سگ امام رضا که شریف نیوز خبر قلابی بودنش رو چاپ کرد ! و دومی این قصه هاله ای از نور که دور رئیس جمهور دیده شده . پاچه خواران اعظم همگی دسته جمعی این خبر رو تایید کردند !این هم فیلمش : پيرو انتشار اخبار و شايعات مختلف درباره ديدار رئيس‌جمهور با آيت‌الله جوادي آملي و اظهارات دكتر احمدي‌نژاد در اين ديدار، راجع به سفر وي به سازمان ملل، «بازتاب» بخشي از فيلم اين ملاقات را منتشر مي‌كند. در اين ملاقات، دكتر احمدي‌نژاد، خاطراتي را از سفر به مقر سازمان ملل بازگو مي‌كند و آيت‌الله جوادي آملي نيز با ذكر رواياتي از پيامبر اكرم(ص) و اهل بيت، تلاش براي عمل كردن به وعده‌ها و خودداري از فريب مردم را مهم‌ترين تكليف عنوان مي‌كند. متن سخنان رئيس‌جمهور در رابطه با سفر به سازمان ملل و فيلم آن، در ادامه مي‌آيد: احمدي‌نژاد: ما به نيويورك كه رفته بوديم، قبل از آن‌كه برويم خيلي جوسازي بود، تهديد كرده بودند كه اگر بياي، دستگيرت مي‌كنيم. گفتم: من مي‌آيم. گفتند: پس امنيت را برقرار نمي‌كنيم. گفتم: پس حتما آنجا خبري هست كه مخالفت مي‌كنند. من مي‌آيم. خدمت آقا هم عرض كردم، همين را فرمودند، گفتند: حتما بايد اين سفر انجام شود، خودشان آنقدر عليه ما تبليغ كرده بودند كه همه گوش‌ها و چشم‌ها را به سمت ما متوجه كرده بودند كه اين هيأت كي هست. وقتي در خيابان‌ها راه مي‌رفتيم، به هر ساختماني مي‌رفتيم، همه توجهات به سمت هيأت ايراني بود، كأنه هيچ كس ديگري نبود. من روز آخري كه سخنراني كردم، تقريبا همه سران بودند يكي از همان جمع به من گفت: «وقتي تو شروع كردي «بسم‌ا..» و «اللهم» را گفتي، من ديدم يك نوري آمد، تو را احاطه كرد و تو تا آخر در يك حصن و حصاري رفتي»؛ اين را من خودم هم احساس كردم كه فضا يك دفعه عوض شد و همه حدود بيست‌وهفت، هشت دقيقه تمام، اين سران مژه نزدند. اين‌كه مي‌گم مژه نزدند، غلو نمي‌كنم. اغراق نيست، چون نگاه مي‌كردم، همه سران مبهوت مانده بودند. انگار يك دستي همه آنان را گرفته بود، آنجا نشانده بود. چشم‌ها و گوش‌هايشان را باز كرده بود كه ببينيد از جمهوري اسلامي پيام چيست.
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آذر 1384ساعت 10:46  توسط معین نصرالله زاده  | 

نظر بدهید

هر هفته ما در باره ی یکی از معم هامون

                      مینویسیم

شما می توانید با نظر دادن انتخاب کنید

        درباره ی کدام بنویسیم.

فارسی ـ ریاضی ـ علوم ـ دینی ـ قرآن ـ

عربی ـ هنر ـ ورزش ـ حرفه وفن ـ

پرورشی ـ زبان ـ اجتماعی ـ جغرافیا ـ

تاریخ 

                 نظر بدهید.      ما منتظریم.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آذر 1384ساعت 0:24  توسط معین نصرالله زاده  | 

.: ديوان اخبار :.

با دستور وزیر ارشاد حضور زنان بعد از ساعت 18 در همه ی ادارات وابسته به ارشاد ممنوع اعلام شد

 

ارشاد به بانوان چنین حکمی داد :   از ساعت شش به بعد هستید آزاد(!)

 

پرسید یکی دلیل این را ، گفتم :     چون شب که شود اثر ندارد ارشاد !

 

رییس کمیسیون اجتماعی مجلس : هر زن خیابانی بمبی است که در صورت منفجر شدن کل جامعه را درگیر خواهد کرد .

 

آواره ترین نگار تقدیم تو باد     ارزنده ترین شکار تقدیم تو باد

 

گویند زنان ویژه همچون بمبند   آن لحظه ی انفجار تقدیم تو باد !

 

مجمع تشخیص مصلحت ناظر بر قوای سه گانه شد

 

اگر تابی میان گیس دادیم   و یا حالی به چشم خیس دادیم

 

ولی چون قافیه شد اندکی تنگ   به دست مجمع تشخیص دادیم !

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آذر 1384ساعت 0:2  توسط معین نصرالله زاده  | 

.: کاپشن احمدي نژادي :.

ميزان فروش كاپشن‌هاي مدل كاپشن رئيس‌جمهور در كرمانشاه 4 تا 5 برابر افزايش يافته است. به گزارش فارس، اين مدل كاپشن كه به تازگي به كاپشن‌هاي احمدي‌نژاد مشهور شده از يك ماه پيش با استقبال چند برابري مشتريان مواجه و علاوه بر جوانان حزب‌اللهي، ساير افراد جامعه از همه اقشار از جمله كارمندان، كارگران و دانشجويان از آن استفاده مي کنند . 
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آذر 1384ساعت 23:56  توسط معین نصرالله زاده  | 

فیلتر شکن

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آذر 1384ساعت 21:58  توسط خشایار جوانمردی  | 

با حاله...

شب بارونی برای عاشق تر شدن بسه
2 نوشته شده در  جمعه 4 آذر1384ساعت 9:52 AM  توسط سونیا | 
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آذر 1384ساعت 21:28  توسط سعید میرمسعودی  | 

رسم وفا چنين است

هرگاه بنده اي مرا بخواند،

آنچنان به سخن او گوش مي سپرم

که گويي بنده اي جز او ندارم،اما شگفتا

که بنده ام همه را چنان

می خواند که گویی همه خدای اویند،

جزء من...

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آذر 1384ساعت 21:25  توسط سعید میرمسعودی  | 

سیزده خط برای زندگی

 

یک

دوستت دارم نه به خاطر شخصیت تو بلکه به خاطر شخصیتی که من در 

هنگام با تو بودن پیدا میکنم.

دو

هیچکس لیاقت اشکهای تو را ندارد و کسی که چنین ارزشی دارد باعث

اشک ریختن تو نمی شود. (۵۰ درصد موافقم چون این آقای گارسیا مولای عاشق

 منو نمیشناسه که دلم میخواد دنیا دنیا براش اشک بریزم)

سه

اگر کسی تورا آنطور که میخواهی دوست ندارد به این معنی نیست که تو

را با  تمام وجودش دوست ندارد.

چهار

دوست واقعی کسی است که دستهای تورا بگیرد ولی قلب تو را لمس

کند.

پنج

بد ترین شکل دلتنگی برای کسی آن است که در کنار او باشی و بدانی

هرگز به او نخواهی رسید.

شش

هرگز لبخند را ترک نکن حتی وقتی ناراحتی چون هرکس امکان دارد

 عاشق لبخند تو شود.

هفت

تو ممکن است در تمام دنیا فقط یک نفر باشی ولی برای بعضی افراد تمام

دنیا هستی.

هشت

هرگز وقتت را با کسی که حاضر نیست وقتش را با تو بگذراند نگذران.

نه

شاید خدا خواسته اول بسیاری افراد نامناسب را بشناسی و سپس

شخص مناسب را به این ترتیب وقتی او را یافتی بهتر میتوانی شکر  گذار

باشی.

ده

به چیزی که گذشت غم نخور به آنچه پس از آن آمد لبخند بزن. (حالا سوال

پیش میاد اگه پس از آن غم اومد چی؟)

یازده

همیشه کسانی هستند که تو را می آزارند با این حال همواره به دیگران

اعتماد کن و فقط مواظب باش به کسی که تو را آزرده دوباره اعتماد نکنی.

دوازده

خود را به فرد بهتری تبدیل کن و مطمن باش که خود رامی شناسی قبل

از آنکه شخص دیگری را بشناسی و انتظار داشته باشی او تو را بشناسد.

سیزده

زیاد از حد خود را تحت فشار نگذار بهترین چیز ها در زمانی اتفاق می افتد 

که انتظارش را نداری.

(گابریل گارسیا مارکز)

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آذر 1384ساعت 21:22  توسط سعید میرمسعودی  | 

نسیم بی قرار است

توبهانه ی قشنگی
 
که همیشه زنده باشم
 
به هوای دیدن تو پر شعر تازه باشم
 
همه شب به خاطر تو
 
لب پنجره نشستم
 
که تورا ببینم اما
 
زفراق تو شکستم
 
شب و روز من تو بودی
 
گل همیشه بهارم
 
دلم از تو جان گرفته
 
به خدا در انتظارم
 
همه زندگی برابت
 
غزل و ترانه گفتم
 
زخیال سبز رنگت
 
به خدا شبی نخفتم
 
همه جاده های دل را
 
پر عطر یاس کردم
 
که تو از سفر بیایی
 
به تو التماس کردم
 
نظری به این گدا کن
 
که به غصه ات دوچار است
 
عطر .... کجایی؟
 
که نسیم بی قرار است
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آذر 1384ساعت 21:15  توسط سعید میرمسعودی  | 

شیرینی دلربا

 

 

لطفا ناخونک نرنید

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آذر 1384ساعت 18:56  توسط خشایار جوانمردی  | 

sms

از امروز میتونید با معرفی کردن خودتون در این

 

قسمت از دریافت

 

 روزی یک پیام اس-ام-اس  برخوردار شوید.

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آذر 1384ساعت 18:48  توسط خشایار جوانمردی  | 

من کف کردم

بابا من کف کردم. فکر میکردن فقط خودم وبلاگ نویسم اما دیدم اینا

دست منو از پشت بستن. واقعا خسته نباشید.

 

 

افراد و موضوع نویسندگی:

 

خشایار جوانمردی:عجیب و قریب

 

اسماعیل خوشحال:ژیگول نویس

 

سعید میر مسعودی(آبتین):عاشقانه

 

معین نصرالله زاده:طنز

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آذر 1384ساعت 18:42  توسط خشایار جوانمردی  | 

آشپزی

هر هفته یک غذا به انتخاب شما

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آذر 1384ساعت 14:38  توسط اسماعیل خوشحال  | 

در انتظارتم

به روشنی چشمت قسم

به سادگی دلت قسم 

به گرمی دستانت قسم

به پاکی آرزوهایت قسم

به شیرینی رویاهایت قسم

به رنگ آبی دریا ها قسم

به سرخی گل ها قسم

به سردی شب ها قسم

به استقامت کوه ها قسم

به قشنگی دنیا قسم

قسم که من تا زنده هم به تو وفا دارم  

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آذر 1384ساعت 14:21  توسط سعید میرمسعودی  | 

دنیای سینما

هر هفته زندگی نامه ی یک بازیگر hollywood را

 

با نظراتی که شما میدهید توظیح خواهم داد

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آذر 1384ساعت 14:20  توسط اسماعیل خوشحال  | 

هدیه تهرانی

 هدیه تهراني به دنبال جاسوس زندگي خصوصي اش
نميتوان دليل موضع گيري فاطمه كروبي در خصوص خبر احتمال حضور هديه تهراني در تلويزيون صبا را  به نداشتن وجاهت اخلاقي ، ربط داد زيرا چند ماه پيش از اين به سوپر استار سينماي ايران جهت بازي در نقش دايه بنيانگذار كبير انقلاب در فيلم      (فرزند صبح) افخمي ، مجوز داده بودند و كسي كه چنين مجوزي مي گيرد به طور حتم از سوي حاكميت مورد تائيد است .
هديه تهراني به تهران بازگشت
بامداد روز سه شنبه حاضران در مهرآباد متوجه حضور چهره اي آشنا در ميان خود شدند و ديري نپاييد كه سيل خواستاران امضاء و عكس يادگاري به راه افتاد .
سوالاتي كه از تهراني مي شد زياد بود اما بخش ناراحت كننده ماجرا بود(خانم تهراني)   اين آقاي نايجل بلاك چطور آدمي است ؟
راست است كه ميگويند طرف فيلمبردار ارباب حلقه ها بوده ؟
و هديه تهراني كه در اين سالها ياد گرفته تا در برابر شايعات و سماجت ها و پرسش ها سكوت اختيار كند لبخندي مي زند كه اگرچه تلخ است ولي زيركانه ترين واكنش يك هنرمند مي تواند باشد به كنش هاي غير معقول و عاري از منطق .
او به شهر شايعات بازگشته . از صبح چهارشنبه به تلفن هاي زيادي پاسخ داده است همچنانكه خيلي ها نيز تنها توانستند با منشي تلفني اين سوپر استار حرف بزنند .
آشنايي با نايجل بلاك
اينكه هرگونه آشنايي بايد ختم به ازدواج شود تصوري است غيرمنطقي و در واقع تعريفي است سنتي از ارتباط آدمها با يكديگر لذا اگر ديديد كه ماجراي درج شده در رسانه ها پيرامون وصلت فيلمبردار ارباب حلقه ها با هديه تهراني به سرانجام نرسيد خيلي شگفت زده نشويد و بدانيد كه اين دو در مقطعي براي همديگر آشناياني خوب بودند
اما خيلي ها مي پرسند كه هديه و نايجل چگونه و كجا با يكديگر آشنا شده اند ؟
ماجرا برميگردد به پروژه بدون مرز كه در كشورهايي نظير روسيه،چين،كوبا،نيوزيلند . تانزانيا و ايران فيلمبرداري شده است .
بخش ششم اين مجموعه اپيزوديك در ايران و با تهيه كنندگي شركت PMC و به كارگرداني هومن اطيابي ساخته شد . بازيگردان و مشاور كارگردان نيز تهراني بوده و به واسطه همين پروژه بود كه او و بلاك همديگر را ديدند .
به دنبال جاسوس
هديه تهراني آب ميخورد بعضي ها خبرش را داشتند و اين در حالي بود كه او براي فرار از شايعات و حاشيه ها به انگليس رفت .
سوال اينجاست كه چه كسي خبر سفر به فرانسه و ديدار با نايجل بلاك را در اختيار مطبوعات گذاشته است ؟ شنيده ايم تهراني به .......... مشكوك است وي در صدد است كه در پايتخت سرزمين پدري اش جاسوس يا جاسوسان واقعي را كشف كند و بفهمد كه اخبار خصوصي اش از چه مجرايي در اختيار رسانه ها قرار گرفته است .
حرف هاي خانم كروبي
لابد از ماجراهاي مربوط به راه اندازي شبكه ماهواره ايي صبا اطلاع داريد . روزگاري شايعه شد كه قرار است هديه تهراني مجري اين شبكه باشد و اتفاقا همين خبر بود كه باعث شد خيلي ها اخبار مربوط به زمان افتتاح شبكه را واو به واو دنبال كنند .
اما ديري نپاييد كه نه فقط افتتاح تلويزيون صبا از ابتداي ماه مهر به زمان نامعلومي موكول شد كه فاطمه كروبي نيز در مصاحبه ايي گفت :‌ ما نمرده ايم كه اجراي برنامه ها را به خانم تهراني واگذار گنيم . اين حرف كه دلايلي را هم پشت خود داشت بدون جواب نماند و خيلي ها با لحن وادبيات خانم كروبي به مخالفت پرداختند و در صدد دفاع از هويت فرهنگي سوپر استار سينماي ايران برآمدند .
پذيرش اين نكته كه شايد تهراني براي حضور در چنين تلويزيوني فاقد وجاهت اخلاقي باشد نيز غير ممكن است . به خصوص كه اين بازيگر مجوز گرفت تا در فرزند صبح بهروز افخمي نقش دايه خضرت امام ره بنيانگذار كبير انقلاب اسلامي را ايفا كند .
در خصوص ماجراهاي تهراني بد نيست بدانيد كه همه اين كنش و واكنش ها در حالي اتفاق افتاده كه حتي روح اين بازيگر هم از وقوعشان بي اطلاع بوده است .
سفر به ايران
نايجل بلاك به ايران علاقه مند است . او درباره كشورمان ميگويد : ايران بر خلاف تصوير سياهي كه در غرب از آن نشان داده ميشود كشوري است زيبا با مردمان مهربان و صميمي و خونگرم .
روزي كه قرار شد پروژه بدون مرز را فيلمبرداري كنم از حضور در اين سرزمين واهمه داشتم اما وقتي به ايران آمدم با كشوري وسيع روبرو شدم كه طبيعتي زيبا و و متنوع داشت و مردمي با محبت و ميهمان دوست و شهرهايي همچون اصفهان و شيراز وبابلسر نيز سفر كرده .
توقيف
تهراني نرسيده با چند سناريوي پيشنهادي مواجه شده كه سرگرم مطالعه آنهاست تا به بهترينشان پاسخ مثبت بدهد . او همچنين سرگرم پيگيري سرنوشت فيلم(يك بوس كوچولو) است كه قرار بود همزمان با عيد سعيد فطر به نمايش درآيد .
به نظر شما آيا اين فيلم توقيف شده است ؟
+ نوشته شده در  شنبه پنجم آذر 1384ساعت 20:9  توسط خشایار جوانمردی  | 

هر هفته یک ماشین

نظر بدهید در بارهی چه ماشینی بنویسم

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آذر 1384ساعت 18:57  توسط اسماعیل خوشحال  | 

خوشامد گویی

من مدیر این وبلاگ و چاکر همه شما امیدوارم از مطالب ما چند تا

تعطیل خوشتون بیاد.

من (خشی) ، اسی،معین و آبتین

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آذر 1384ساعت 18:26  توسط خشایار جوانمردی  |