تصاويري از حادثه سقوط هواپيما!










به بازماندگان اين حادثه غم انگيز تسليت عرض مينمايم
ما همه بچه های ناف شوخستانیم










به بازماندگان اين حادثه غم انگيز تسليت عرض مينمايم
بروی گونه هام تابیدی و رفتی
مرا با عشق سنجیدی و رفتی
تما هستیم نیلوفری بو
تو هستی مرا چیدی و رفتی
کنار انتظارتا سحر گاه
شبی همپای پیچک ها نشستی
شبی از عشق تو با پونه گفتم
دل او هم برای قصه ام سوخت
غم انگیز است تو شیدایم را
به چشم خویش فهمیدی ورفتی
چه باید کرد این هم سر نوشتی است
ولی دل را به چشمت هدیه کردم
سر راهت که می رفتی تو آن را
به یک پروانه بخشیدی و رفتی
صدایت کردم از ژرفای یک یاس
به لحن آبی و نمناک باران
نمی دانم شنیدی برنگشتی
ویا این باز نشنیدی ورفتی
نسیم از جاده های دور آمد
نگاهش کردم و چیزی به هم گفت
تو هم در انتظار یک بهانه
از این رفتاررنجیدی و رفتی
عجب رویای غمناکی است این عشق
ببین با سرنوشت من چه ها کرد
تو هم این جنس خاکستری را
میان باد پیچیدی و رفتی
دلم پرسی از پروانه یک شب
چرا عاشق شدن درد عجیبی است
ویادم هست هست تو یکبار این را
زیک دیوانه پرسیدی ورفتی
زنگ مدرسه : حمله آپاچي ها
معلمان مدرسه : جنگجويان كوهستان
رفتن به پاي تخته سياه : عمليات كركوك
بـيرون از مـدرسه : خارج از محدوده ۱۸قـدم
نگاه دانش آموز به معلم : مي خواهم زنده بمانم
گرفتن تقلب ازدانش آموز: بازي ديگر تمام شد
تعطيلات مدرسه : روزهاي خوش زندگي
گرفتن نمره : ۲۰ يك بار براي هميشه
امتحانات شهريور : شانس زندگي
اخراج ازمد رسه : مهاجرت
تقلب : چشم هايم براي تو
كارنامه :آن سوي آتش
مبصر : افعي
زنگ زيست :راز بقا
دفتر مدرسه : منطقه ممنوعه
پنج شنبه : خانه دوسـت كجاست
بردن كـارنامه به خانه : خانه در آتش
كارنـامه تـجديدى : سالهاي دور از خانه
كيف مدرسه : مجـموعه اي براى نامه
مـستخد م مـدرسه : سوهـان روحـم
جـلسه دبـيـران توطعه اي ديگر
انجمن مدرسه : ارتش سرى


تا چند صباحي ديگر شايد پايان راه زندگي ام باشد ، و يا شايد آغاز دوباره زندگي
آري من بيمارم ، بيماري كه من مبتلا شده ام پايانش مرگ است ،
تاريخ مرگم را ميدانم و منتظر آن مي مانم تا فرا رسد اميدي ندارم ، تنها اميدم به خداست كه دواي دردم را برايم برساند
ميخواهم در اين لحظات كه از مرگ خودم باخبرم و ميدانم چه زماني فرا مي رسد وصييتي براي همگان بنويسم پس بخوانيد وصييت من را در اين دفتر عشق
آهاي آدميان ، به چشمهاي خود بياموزيد كه نگاه به كسي نيندازند ، اگر نگاه انداختند عاشق نشوند اگر عاشق شدند وابسته نشوند اگر وابسته شدند مجنون نشوند و اگر نيز مجنون شدند با عقل و منطق زندگي كنند 
آهاي عاشقان اينك كه پا به اين راه دشوار گذاشته ايد ، با صداقت عشق را ابراز كنيد ، تنها عاشق يك دل باشيد ، تنها به يك نفر دل ببنديد ، و با يكرنگي و يكدلي زندگي كنيد
آهاي عاشقان به عشق خود وفادار باشيد ، تا پايان راه با عشق باشيد ، و از ته دل عشق را دوست داشته باشيد 
آهاي عاشقان از تمام وجود عاشق شويد ، و با اراده و اطمينان پا به اين راه بگذاريد
رسم عاشقي دروغ و خيانت نيست ، رسم عاشقي صداقت است پس سرلوحه و الگوي خود را صداقت قرار دهيد
آهاي عاشقان نه لازم است مجنون باشيد و نه فرهاد ، تنها خودتان باشيد ، همين و بس![]()
آهاي عاشقان ، ساده نباشيد ، عشق را از ته دل بخواهيد و انتظار عشق را حتي تا پاي مرگ بكشيد![]()
آهاي عاشقان عشق را براي قلبش بخواهيد نه براي هوس و خوش گذارني و گذراندن لحظه هاي زندگي با هدف عاشق شويد و با عشق نيز از اين دنيا برويد 
وصيت من به همه عاشقان و آدميان همين چند جمله بود
من سرطان دارم ، سرطان عشق
دواي درد من معشوقم هست
، و تاريخ مرگم برابر جدايي او از من مي باشد
دواي دردم رسيدن به معشوقم هست
، و تاريخ شفايم گرفتن دستان او و رسيدن به او مي باشد
پس خداوندا دواي درد مرا به قلبم برسان تا اين كابوس وحشتناك سرطان و مرگ به خاطر جدايي از عشق را از وجودم محو شود الهي به اميد تو![]()
به دستات بیاموز که هر گلی ارزش چیدن نداره
به قلبت بیاموز که کنج آن جای هر کس نیست ![]()
گفت اندازه تموم ستاره های آسمون .
به آسمون نگاه کردم دیدم هیچ ستاره ای تو آسمون نیست
عاشق نبودي تو من عاشقت بودم
در قبله گاه عشق بودي تو معبودم
آرام و آسوده در خواب خوش بودی
يك لحظه من بي تو هرگز نياسودم
من با نفس هايم نام تو را خواندم
كاش اي هوس بازم با تو نمي ماندم
روزي كه مي گفتي من با تو مي مانم
روزي كه دانستي من بي تو مي ميرم
روزي كه با عشقت بستي به زنجيرم
با سد راه بودن اين بوده تقديرم
خوش باوري بودم پيش نگاه تو
هر دم ز چشمانت خواندم كلامي نو
عشق تو چون برگي در دست طوفان بود
دل كندن و رفتن پيش تو آسان بود
روزي به من گفتي ديگر نمي مانم
گفتم كه مي ميرم گفتي كه مي دانم
باور نمي كردم هرگز جدايي را
آن آمدن با عشق اين بي وفايي را


|
شب بارونی برای عاشق تر شدن بسه |
![]() ![]() |
|
2 نوشته شده در جمعه 4 آذر1384ساعت 9:52 AM توسط سونیا |
|
|
هرگاه بنده اي مرا بخواند، آنچنان به سخن او گوش مي سپرم که گويي بنده اي جز او ندارم،اما شگفتا که بنده ام همه را چنانمی خواند که گویی همه خدای اویند، جزء من...![]() |
یک
دوستت دارم نه به خاطر شخصیت تو بلکه به خاطر شخصیتی که من در
هنگام با تو بودن پیدا میکنم.
دو
هیچکس لیاقت اشکهای تو را ندارد و کسی که چنین ارزشی دارد باعث
اشک ریختن تو نمی شود. (۵۰ درصد موافقم چون این آقای گارسیا مولای عاشق
منو نمیشناسه که دلم میخواد دنیا دنیا براش اشک بریزم)
سه
اگر کسی تورا آنطور که میخواهی دوست ندارد به این معنی نیست که تو
را با تمام وجودش دوست ندارد.
چهار
دوست واقعی کسی است که دستهای تورا بگیرد ولی قلب تو را لمس
کند.
پنج
بد ترین شکل دلتنگی برای کسی آن است که در کنار او باشی و بدانی
هرگز به او نخواهی رسید.
شش
هرگز لبخند را ترک نکن حتی وقتی ناراحتی چون هرکس امکان دارد
عاشق لبخند تو شود.
هفت
تو ممکن است در تمام دنیا فقط یک نفر باشی ولی برای بعضی افراد تمام
دنیا هستی.
هشت
هرگز وقتت را با کسی که حاضر نیست وقتش را با تو بگذراند نگذران.
نه
شاید خدا خواسته اول بسیاری افراد نامناسب را بشناسی و سپس
شخص مناسب را به این ترتیب وقتی او را یافتی بهتر میتوانی شکر گذار
باشی.
ده
به چیزی که گذشت غم نخور به آنچه پس از آن آمد لبخند بزن. (حالا سوال
پیش میاد اگه پس از آن غم اومد چی؟)
یازده
همیشه کسانی هستند که تو را می آزارند با این حال همواره به دیگران
اعتماد کن و فقط مواظب باش به کسی که تو را آزرده دوباره اعتماد نکنی.
دوازده
خود را به فرد بهتری تبدیل کن و مطمن باش که خود رامی شناسی قبل
از آنکه شخص دیگری را بشناسی و انتظار داشته باشی او تو را بشناسد.
سیزده
زیاد از حد خود را تحت فشار نگذار بهترین چیز ها در زمانی اتفاق می افتد
که انتظارش را نداری.
(گابریل گارسیا مارکز)