
يه ترك كتاب فروشي باز مي كنه براي اينكه فروشش زياد شه رو در مغازه مي نويسه : جلد دوم قرآن رسيد.
براي اين كار ده سال میره زندان. وقتي بيرون مي ياد عكاسي باز مي كنه و روی درش مي نويسه ظهور امام زمان در كمتر از ده ذقيقه.

يه بار يه خبر نگار از يه آمريكايي مي پرسه : آقا نظر شما در باره ي فقر غذايي چيه؟ يارو ميگه اصلا فقر چي چيه؟
بعد از يه آفريقايي مي پرسه : نظر شما در باره ي فقر غذايي چيه؟ مي گه اصلا غذا چي چيه؟
بعد از يه تركه مي پرسه : نظر شما در باره ي فقر غذايي چيه؟ تركه مي گه اصلا نظر چي چيه؟
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 12:56  توسط معین نصرالله زاده
|
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم آذر 1384ساعت 21:18  توسط معین نصرالله زاده
|
آدم وقتی یک چیز هایی رو کنار هم میزاره به یه نتایجی میرسه !
یکی اون سگ امام رضا که شریف نیوز خبر قلابی بودنش رو چاپ کرد ! و دومی این قصه هاله ای از نور که دور رئیس جمهور دیده شده . پاچه خواران اعظم همگی دسته جمعی این خبر رو تایید کردند !این هم فیلمش :
پيرو انتشار اخبار و شايعات مختلف درباره ديدار رئيسجمهور با آيتالله جوادي آملي و اظهارات دكتر احمدينژاد در اين ديدار، راجع به سفر وي به سازمان ملل، «بازتاب» بخشي از فيلم اين ملاقات را منتشر ميكند.
در اين ملاقات، دكتر احمدينژاد، خاطراتي را از سفر به مقر سازمان ملل بازگو ميكند و آيتالله جوادي آملي نيز با ذكر رواياتي از پيامبر اكرم(ص) و اهل بيت، تلاش براي عمل كردن به وعدهها و خودداري از فريب مردم را مهمترين تكليف عنوان ميكند.
متن سخنان رئيسجمهور در رابطه با سفر به سازمان ملل و فيلم آن، در ادامه ميآيد:
احمدينژاد: ما به نيويورك كه رفته بوديم، قبل از آنكه برويم خيلي جوسازي بود، تهديد كرده بودند كه اگر بياي، دستگيرت ميكنيم. گفتم: من ميآيم. گفتند: پس امنيت را برقرار نميكنيم. گفتم: پس حتما آنجا خبري هست كه مخالفت ميكنند. من ميآيم. خدمت آقا هم عرض كردم، همين را فرمودند، گفتند: حتما بايد اين سفر انجام شود، خودشان آنقدر عليه ما تبليغ كرده بودند كه همه گوشها و چشمها را به سمت ما متوجه كرده بودند كه اين هيأت كي هست.
وقتي در خيابانها راه ميرفتيم، به هر ساختماني ميرفتيم، همه توجهات به سمت هيأت ايراني بود، كأنه هيچ كس ديگري نبود. من روز آخري كه سخنراني كردم، تقريبا همه سران بودند يكي از همان جمع به من گفت: «وقتي تو شروع كردي «بسما..» و «اللهم» را گفتي، من ديدم يك نوري آمد، تو را احاطه كرد و تو تا آخر در يك حصن و حصاري رفتي»؛ اين را من خودم هم احساس كردم كه فضا يك دفعه عوض شد و همه حدود بيستوهفت، هشت دقيقه تمام، اين سران مژه نزدند. اينكه ميگم مژه نزدند، غلو نميكنم. اغراق نيست، چون نگاه ميكردم، همه سران مبهوت مانده بودند. انگار يك دستي همه آنان را گرفته بود، آنجا نشانده بود. چشمها و گوشهايشان را باز كرده بود كه ببينيد از جمهوري اسلامي پيام چيست.
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم آذر 1384ساعت 10:46  توسط معین نصرالله زاده
|
هر هفته ما در باره ی یکی از معم هامون
مینویسیم
شما می توانید با نظر دادن انتخاب کنید
درباره ی کدام بنویسیم.
فارسی ـ ریاضی ـ علوم ـ دینی ـ قرآن ـ
عربی ـ هنر ـ ورزش ـ حرفه وفن ـ
پرورشی ـ زبان ـ اجتماعی ـ جغرافیا ـ
تاریخ
نظر بدهید. ما منتظریم.
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم آذر 1384ساعت 0:24  توسط معین نصرالله زاده
|
با دستور وزیر ارشاد حضور زنان بعد از ساعت 18 در همه ی ادارات وابسته به ارشاد ممنوع اعلام شد
ارشاد به بانوان چنین حکمی داد : از ساعت شش به بعد هستید آزاد(!)
پرسید یکی دلیل این را ، گفتم : چون شب که شود اثر ندارد ارشاد !
رییس کمیسیون اجتماعی مجلس : هر زن خیابانی بمبی است که در صورت منفجر شدن کل جامعه را درگیر خواهد کرد .
آواره ترین نگار تقدیم تو باد ارزنده ترین شکار تقدیم تو باد
گویند زنان ویژه همچون بمبند آن لحظه ی انفجار تقدیم تو باد !
مجمع تشخیص مصلحت ناظر بر قوای سه گانه شد
اگر تابی میان گیس دادیم و یا حالی به چشم خیس دادیم
ولی چون قافیه شد اندکی تنگ به دست مجمع تشخیص دادیم !
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم آذر 1384ساعت 0:2  توسط معین نصرالله زاده
|
ميزان فروش كاپشنهاي مدل كاپشن رئيسجمهور در كرمانشاه 4 تا 5 برابر افزايش يافته است. به گزارش فارس، اين مدل كاپشن كه به تازگي به كاپشنهاي احمدينژاد مشهور شده از يك ماه پيش با استقبال چند برابري مشتريان مواجه و علاوه بر جوانان حزباللهي، ساير افراد جامعه از همه اقشار از جمله كارمندان، كارگران و دانشجويان از آن استفاده مي کنند .
+ نوشته شده در یکشنبه ششم آذر 1384ساعت 23:56  توسط معین نصرالله زاده
|