تقديم به همه ی اون هايی که مثل سکه دو رو دارن!؟!؟!؟!؟!؟!
عاشق نبودي تو من عاشقت بودم
در قبله گاه عشق بودي تو معبودم
آرام و آسوده در خواب خوش بودی
يك لحظه من بي تو هرگز نياسودم
من با نفس هايم نام تو را خواندم
كاش اي هوس بازم با تو نمي ماندم
روزي كه مي گفتي من با تو مي مانم
روزي كه دانستي من بي تو مي ميرم
روزي كه با عشقت بستي به زنجيرم
با سد راه بودن اين بوده تقديرم
خوش باوري بودم پيش نگاه تو
هر دم ز چشمانت خواندم كلامي نو
عشق تو چون برگي در دست طوفان بود
دل كندن و رفتن پيش تو آسان بود
روزي به من گفتي ديگر نمي مانم
گفتم كه مي ميرم گفتي كه مي دانم
باور نمي كردم هرگز جدايي را
آن آمدن با عشق اين بي وفايي را


+ نوشته شده در دوشنبه هفتم آذر 1384ساعت 13:31  توسط سعید میرمسعودی
|
